پاسخ تمرینات فارسی دهم درس 13

پاسخ تمرینات فارسی دهم درس 13
پاسخ تمرینات فارسی دهم درس 13


پاسخ قلمرو زبانی و ادبی درس 13 فارسی دهم


پاسخ قلمرو فکری درس 13 فارسی دهم


معنی شعر گردآفرید فارسی دهم


ادامه معنی شعر گردافرید فارسی دهم


جواب درک و دریافت درس 13 فارسی دهم

پاسخ تمرینات فارسی دهم درس 13

[email protected]

09305561992

ادرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید و از اخرین اخبار مطلع شوید

ما رادر شبکه های اجتماعی زیر دنبال کنید

سایت اقدام پژوهی –  گزارش تخصصی و فایل های مورد نیاز فرهنگیان

1 -با اطمینان خرید کنید ، پشتیبان سایت همیشه در خدمت شما می باشد .فایل ها بعد از خرید بصورت ورد و قابل ویرایش به دست شما خواهد رسید. پشتیبانی : بااسمس و تلگرام : 09159886819 و آیدی : @dabiryar  –  صارمی

2- شما با هر کارت بانکی عضو شتاب (همه کارت های عضو شتاب ) و داشتن رمز دوم کارت خود و cvv2  و تاریخ انقاضاکارت ، می توانید بصورت آنلاین از سامانه پرداخت بانکی  (که کاملا مطمئن و محافظت شده می باشد ) خرید نمائید .فایل بعد از خرید هم مستقیم دانلود می شود هم به ایمیل شما فرستاده می شود (پوشه inbox یا s pam )

3 – درهنگام خرید اگر ایمیل ندارید ، در قسمت ایمیل ، ایمیل   را بنویسید.

پاسخ تمرینات فارسی دهم درس 13

لیست گزارش تخصصی   لیست اقدام پژوهی     لیست کلیه طرح درس ها

پاسخ تمرین های درس سیزدهم فارسی دهم درس گرد آفرید

معنی شعر :

چو آگاه شد دخترِ گُژدَهَم

   که سالارِ آن انجمن، گشت کم

 هنگامی که گُرد آفرید آگاه شد که سردار آن سپاه اسیر شد، (فرمانده ندارد)

آرایه: کنایه (کم گشتن: از بین رفتن)

زنی بود بَر سانِ گُردی سوار

   همیشه به جنگ اندرون، نامدار

 زنی مانند یک پهلوان سوارکار که در جنگ کردن معروف و نام آور بود.

آرایه: تشبیه (زن به پهلوان سوار کار)

کجا نام او بود «گُردآفرید»

   زمانه ز مادر، چنین نآورید

 نام این پهلوان زن، گُرد آفرید بود. روزگار چنین پهلوان زنی به خود ندیده بود.

چنان ننگش آمد ز کارِ هُجیر

   که شد لاله رنگش به کردارِ قیر

 آن‌چنان از اسارت هجیر شرمگین شد که رنگ صورتش مثل قیر سیاه گشت.

آرایه: تشبیه (رنگ صورت به مانند قیر)

بپوشید دِرعِ سوارانِ جنگ

   نبود اندر آن کار، جای درنگ

 سواران جنگی زره را بر تن کردند، در جنگ با دشمن هیچ تأخیری جایز نبود.

فرود آمد از دژ به کردار شیر

   کمر بر میان، بادپایی به زیر

 گردآفرید همچون شیری از بالای قلعه به پایین آمد. کمربند خود را بسته و آمادۀ نبرد، بر اسبی چابک سوار شد.

آرایه: تشبیه (گرد آفرید به شیر) – کنایه (کمر بر میان: آماده) – استعاره (بادپا از اسب)

به پیش سپاه اندر آمد چو گرد

   چو رعدِ خروشان یکی ویله کرد

 به سرعت به نزد سپاه رفت و همچون رعد و برقی خشمگین فریاد زد.

آرایه: تشبیه (گردآ‏رید به گَرد و رعد) – جناس ناقص (کرد و گَرد)

که گُردان کدام‌اند و جنگ آوران

   دلیران و کارآزموده سران

 من تنها خداوند یکتا را می‌پرستم حتی اگر با شمشیر ستم گردن مرا بزنی.

آرایه: مراعات نظیر (گُردان، جنگ‌آوران، دلیران، سران)

چو سهراب شیر اوژن، او را بدید

   بخندید و لب را به دندان گزید

پاسخ تمرینات فارسی دهم درس 13

 هنگامی که سهراب شیرافکن او را دید خندید و با حالت تمسخر لب‌هایش را به دندان گرفت.

آرایه: تشبه (سهراب به شیر)

بیامد دمان پیش گُردآفرید

   چو دُختِ کمند افگن او را بدید،

 کمان را به زه کرد و بگشاد بر

   نَبُد مرغ را پیش تیرش گذر

 سهراب به سرعت به نزد گُرد آفرید رفت. هنگامی که گُرد آفرید کمند افکن او را دید، کمان را آماده کرد و شروع به تیراندازی کرد؛ تیرهایی که هیچ پرنده‌ای از دست او نمی‌توانست فرار کند.

آرایه: کنایه (نَبُد مرغ را پیش تیرش گذر: بسیار در تیراندازی ماهر بود.)

به سهراب بر، تیرباران گرفت

   چپ و راست، جنگ سواران گرفت

 گُردآفرید به سمت سهراب تیراندازی کرد و از هر طرف با تیر به جنگ با او پرداخت.

آرایه: تضاد (چپ و راست) – مجاز (چپ و راست از همه طرف)

نگه کرد سهراب و آمدش ننگ

   بر آشفت و تیز اندر آمد به جنگ

 سهراب به او نگاهی کرد و از این کار او احساس ننگ گرد، خشمگین شد و سریع به جنگ با او شتافت.

آرایه: جناس ناقص (جنگ و ننگ)

چو سهراب را دید گُردآفرید

   که بر سانِ آتش همی بر دمید

 سر نیزه را سوی سهراب کرد

   عنان و سنان را پُر از تاب کرد

 گردآفرید هنگامی که دید سهراب همچون آتش، دمنده و خشمگین است، نیزۀ خود را به طرف سهراب گرفت و آماده نبرد شد.

آرایه: تشبیه (سهراب چون آتش) – واج آرایی (صامت «س») – کنایه (مصراع آخر: آماده جنگ شدن) – جناس ناقص (عنان و سنان) – مراعات نظیر (نیزه، سنان)

برآشفت سهراب و شد چون پلنگ

   چو بَد خواهِ او چاره گر بُد به جنگ

 

 

سهراب همچون پلنگی خشمگین آماده پیکار شد زیرا دید که دشمن او در جنگ ماهر و حیله‌گر است.

آرایه: تشبیه: (سهراب به پلنگ)

بزد بر کمربندِ گُردآفرید

   زِرِه بر برش، یک به یک، بَر درید

 نیزه‌اش را بر کمربند او زد و تمام زره را بر تن گُرد آفرید پاره کرد.

چو بر زین بپیچید گُرد آفرید

   یکی تیغ تیز از میان برکشید

 هنگامی که گردآفرید بر اثر ضربه سهراب بر روی زین به تکان افتاد، به سرعت شمشیرش را از کمرش بیرون آورد.

آرایه: مراعات نظیر (زین، تیغ)

بزد نیزه او را به دو نیم کرد

   نشست از برِ اسپ و برخاست گرد

 با ضربه‌ای محکم نیزۀ او را به دو قسمت تقسیم کرد. دوباره بر اسبش سوار شد و از حرکت اسب گرد و غباری به آسمان رفت.

آرایه: جناس ناقص (کرد، گرد) – کنایه (برخاست گرد: سرعت حرکت اسب)

به آورد با او بسنده نبود

   بپیچید ازو روی و برگاشت زود

 گرد آفرید در میدان جنگ توانایی مقابله با سهراب را نداشت، از او روی برگرداند و به سرعت برگشت.

سپهبد، عنان، اژدها را سپُرد

   به خشم از جهان، روشنایی ببرد

 

 

سهراب اختیار خود را به دست اسبش داد و با خشم خود همه را ترساند.

آرایه: استعاره (اژدها از اسب) – کنایه (عنان را سپردن: اختیار را به دست کسی دادن، روشنایی از جهان بردن: ترساندن) – اغراق (مصراع دوم)

چو آمد خروشان به تنگ اندرش

   بجنبید و برداشت خُود از سرش

 هنگامی که با فریاد به نزدیک گردآفرید رسید، با یک حرکت کلاه خود را از سر او برداشت.

رها شد ز بندِ زره موی اوی

   درفشان چو خورشید شد، روی اوی

 موهای گردآفرید از زیر زره بیرون آمد و صورت چون خورشید او نمایان شد.

آرایه: تشبیه (روی او به خورشید) – جناس ناقص (موی و روی)

بدانست سهراب، کاو دخترست

   سر و موی او از درِ افسرست

 سهراب فهمید که او دختر است و وضع ظاهری او نشان می‌دهد که او فرد بزرگی است.

آرایه: مجاز (سر و مو از وجود او)

شگفت آمدش: گفت از ایران سپاه

   چنین دختر آید به آوردگاه؟!

 تعجب کرد و گفت آیا از سپاه ایران باید چنین دختری به میدان جنگ بیاید؟

آرایه: مراعات نظیر (سپاه، آوردگاه)

بدو گفت کز من رهایی مجوی

   چرا جنگ جویی، و ای ماه روی؟

 به گرد آفرید گفت که از دست من خلاص نخواهی شد. زیبارویی چون تو، چرا باید در میدان جنگ باشد؟

آرایه: تشبیه (رو به ماه)

نیامد به دامم به سانِ تو گور

   ز چنگم رهایی نیابی، مشور

 تاکنون شکاری چون تو به دامم نیفتاده است. از دستانم نمی‌توانی فرار کنی، پس فریاد نزن. (تلاش بیهوده نکن)

آرایه: تشبیه (تو مانند گور) – مجاز (چنگ از دست)

بدانست کاویخت گُرد آفرید

   مر آن را جز از چاره درمان ندید

 گردآفرید فهمید که اسیر شده و برای رهایی چاره‌ای جز نیرنگ و فریب ندارد.

بدو روی بنمود و گفت: «ای دلیر

   میان دلیران به کردار شیر،

 دو لشکر، نظاره برین جنگ ما

   برین گرز و شمشیر و آهنگ ما

 کنون من گشایم چنین روی و موی

   سپاه تو گردد پُر از گفت و گوی

 که با دختری او به دشت نبرد

   بدین سان به ابر اندر آورد گرد

 کنون لشکر و دژ به فرمان توست

   نباید بر این آشتی، جنگ جُست»

 گردآفرید صورت خود را به او نشان داد و گفت ای پهلوان و ای کسی که در میان دلیران مانند شیر هستی. هر دو لشکر به این جنگ و نبرد تن به تن ما نگاه می‌کنند. اکنون اگر من صورت و موهای خود را نشان دهم سپاهیان تو حرف‌هایی خواهند زد. که سهراب با یک دختر در میدان جنگید و این چنین تلاش بسیار کرد تا او را شکست دهد. اکنون همۀ سپاهیان من مطیع تو هستند و نباید بعد از این صلح دوباره جنگ کرد.

آرایه: تشبیه (سهراب به شیر) – تکرار (دلیر) – جناس ناقص (روی و موی) – کنایه (گرد به ابرو آوردن: تلاش زیاد کردن) – مجاز (دژ از اهل دژ) – تضاد (جنگ و آشتی) – کنایه (به فرمان بودن: مطیع بودن)

عنان را بپیچید گُرد آفرید

   سمند سرافراز بر دژ کشید

 گردآفرید اسب خود را برگرداند و به سمت دژ حرکت کرد.

آرایه: کنایه (عنان پیچیدن: برگشتن) – تشخیص (سمند سرافراز)

همی رفت و سهراب با او به هم

   بیامد به درگاه دژ، گژدهم

 گردآفرید و سهراب در کنار هم تا نزدیکی دژ آمدند و گژدهم نیز تا در دروازه دژ آمد.

درِ باره بگشاد گُردآفرید

  تنِ خسته و بسته، بر دژ کشید

 گردآفرید دروازه قلعه را باز کرد و جسم خسته و مجروح خود را به داخل قلعه کشاند.

آرایه: جناس ناقص (بسته و خسته) –  مراعات نظیر (دژ و باره)

درِ دژ ببستند و غمگین شدند

   پُر از غم دل و دیده خونین شدند

 اهالی غمگین قلعه دروازه را بستند، در حالی که از ناراحتی و اندوه چشمانشان پر از خون شده بود.

آرایه: کنایه (خونین شدن دل و دیده: ناراحت شدن) – مراعات نظیر (دل و دیده)

ز آزا گُرد آفرید و هجیر

   پُر از درد بودند، بُرنا و پیر

 

 از زخمی شدن هجیر و گردآفرید همۀْ اهل دژ غمگین و ناراحت بودند.

آرایه: مراعات نظیر (آزار، درد) – مجاز (برنا و پیر از همۀ مردم) – تضاد (برنا و پیر)

بگفتند: کای نیکدل شیر زن

   پُر از غم بُد از تو، دل انجمن

 گفتند ای شیر زن پاک دل، همۀ اهل دژ به خاطر تو غمگین و ناراحت بودند.

آرایه: تشبیه (زن به شیر) – مجاز (دل از کل وجود)

که هم رزم جُستی، هم افسون و رنگ

   نیامد ز کار تو بر دوده ننگ

 تو برای پیروزی، هم جنگیدی و هم دست به نیرنگ و فریب زدی اما از این شکست، نام و آوازه خانواده تو لکه‌دار نخواهد شد.

آرایه: جناس ناقص (رنگ و ننگ)

بخندید بسیار، گُرد آفرید

   به باره برآمد، سپه بنگرید

 گردآفرید خندید، آنگاه به بالای قلعه آمد و سپاه را نگاه کرد.

چو سهراب را دید بر پشت زین

   چنین گفت کای شاهِ ترکانِ چین

 چرا رنجه گشتی، کنون بازگرد

   هم از آمدن هم ز دشت نبرد

 هنگامی که گردآفرید سهراب را سوار بر اسب دید به او گفت ای پادشاه ترکان چین. چرا خود را به زحمت انداختی، اکنون از میدان نبرد به سمت خانه‌ات برگرد.

تو را بهتر آید که فرمان کُنی

   رخ نامور، سوی توران کُنی

 تو بهتر است که به حرف من گوش کنی و به سمت توران برگردی.

آرایه: کنایه (فرمان کردن: اطاعت کردن، رخ به سمت جایی کردن: برگشتن)

نباشی بس ایمن به بازوی خویش

   «خورَد گاوِ نادان، ز پهلوی خویش»

 زیاد به قدرت خود مطمئن نباش زیرا انسان نادان همیشه از جانب خودش آسیب می‌بیند.

آرایه: مجاز (بازو از قدرت) – کنایه (مصراع دوم: آسیب دیدن از طرف خود) – ضرب المثل (مصراع دوم

 

کارگاه متــن پژوهــی 

قلمرو زبانی (صفحهٔ ۱۰۷ کتاب درسی)

1- به کمک فرهنگ لغت، معانی «برکشیدن» را بنویسید. 

برکشیدن  (بیرون آوردن)2- دربارۀ کاربرد معنایی«بر»، در بیت زیر، توضیح دهید. بزد بر کمربند گُردآفرید

 

 زره بر برش، یک به یک ، بردرید

 

در مصراع اول حرف اضافه است.

 

در مصراع دوم به ترتیب در جایگاه حرف اضافه به معنی پهلو و به عنوان پیشوند فعل به کار رفته است.

 

3- با توجّه به متن درس، زمان فعل‌های زیر را تعیین کنید و معادل امروزی آنها را بنویسید.

 * بدانست: ماضی ساده ، دانست (فهمید).

 * همی رفت: ماضی استمراری ، می‌رفت.

4- در گذر زمان، شکل نوشتاری برخی کلمات تغییر می‌کند؛ مانند: «سپید ←← سفید».

 از متن درس، نمونه‌ای از تحوّل شکل نوشتاری کلمات بیابید و بنویسید.

 

 

  اسپ ← اسب              کمند افگن ← کمند افکن            برگاشت ← برگشت

قلمرو ادبی (صفحهٔ ۱۰۷ کتاب درسی)

1- واژگان قافیه در کدام بیت‌ها، دربردارندۀ آرایۀ جناس‌اند؟

فرود آمد از دژ به کردار شیر

 

 کمر بر میان، بادپایی به زیر

 

به پیش سپاه اندر آمد چو گرد

 

 چو رعدِ خروشان یکی ویله کرد

 

نگه کرد سهراب و آمدش ننگ

 

 بر آشفت و تیز اندر آمد به جنگ

 

رها شد ز بندِ زره موی اوی

 

 درفشان چو خورشید شد، روی اوی

 

که هم رزم جُستی، هم افسون و رنگ

 

 نیامد ز کار تو بر دوده ننگ

 

2- نمونه‌ای از آرایۀ اغراق را در شعری که خواندید، بیابید.

کجا نام او بود «گُردآفرید»

 

 زمانه ز مادر، چنین نآورید

 

سپهبد، عنان، اژدها را سپُرد

 

 به خشم از جهان، روشنایی ببرد

 

3- مفهوم عبارت‌های کنایی زیر را بنویسید.

* سپهبد، عنان، اژدها را سپرد (افسار اسبش را رها کرد)

*  رخ نامور سوی توران کنی (به سرزمین خود (توران) برگردی)

* لب را به دندان گزید (تعجب کردن، مسخره کردن در این درس)4- یک مَثَل از متن درس بیابید و دربارهٔ معنا و کاربرد آن توضیح دهید؛ سپس با رجوع به امثال و حکم دهخدا، دو مَثَل، معادل آن بنویسید.

خورَد گاوِ نادان، ز پهلوی خویش: این مثل را زمانی به کار می‌برند که کسی ناخواسته یا نادانسته با تکیه بر نیرو و قدرت خود، زمینۀ نابودی خویش را فراهم می‌کند. (هر آسیبی به انسان برسد از ناحیه خودش است.

از ماست که بر ماست و آفت طاووس آمد پرّ او معادل این ضرب المثل هستند.

 

قلمرو فکری (صفحهٔ ۱۰۸ کتاب درسی)

1- دلیل دردمندی و غمگین بودن ساکنان دژ، چه بود؟

شکست و اسارت هجیر (فرمانده دژ) و زخمی شدن گردآفرید در جنگ2- معنا و مفهوم بیت زیر را به نثر روان بنویسید. بـه آورد بـا او بسـنده نبـود

 

 بپیچیـد ازو روی و برگاشـت زود

 

گرد آفرید توان مبارزه با سهراب را نداشت از او روی برگرداند و به سرعت بازگشت.3- فردوسی در این داستان، گردآفرید را با چه ویژگی‌هایی وصف کرده است؟

 پهلوانی، جنگاور، شجاع سوارکار و کمند اندازی ماهر و بی‌مانند، مغرور، وطن‌ پرست، چاره‌ اندیش و حیله‌ گر4- «حماسـه» در لغت به معنای دلاوری و شـجاعت اسـت و در اصطلاح ادبی، شـعری اسـت با ویژگی‌هـای زیر:

* داستانی،

* قهرمانی،

* قومی و ملّی،

*حوادثی خارق العاده

بر پایۀ این توضیح، این درس را با متن روان خوانی «شیرزنان» مقایسه کنید.

شباهت‌ها: هر دو در قالب داستان بیان شده و روایتی از قهرمانی‌ها، پهلوانی‌ها و رشادت‌های ملت آزاده ایران در برابر هجوم دشمنان و متجاوزان به سرزمین‌ شان است.

تفاوت‌ها: از نظر قالب (نثر و نظم) – از نظر سبک بیان و لحن (سبک خراسانی و زمان معیار امروز) – از نظر تصویر صحنه‌های جنگ و ابزارها و شیوه‌های مبارزه

 

درک و دریافت (صفحهٔ ۱۱۰ کتاب درسی)

1- کدام ویژگی‌های شعر حماسی را در این سروده می‌توان یافت؟ دلایل خود را بنویسید.

 زمینه ملی: در آن به آداب و رسوم و اعتقادات مردمش اشاره کرده است و فرهنگ آنها را در مبارزه نشان می‌دهد.

زمینه قهرمانی: از پهلوانان و دلاورانی سخن گفته که سرشتشان با دیگران متفاوت است و از کسی جز خدا نمی‌هراسند.2- یک بار دیگر شعر را با لحن حماسی بخوانید.

 

همچنین پاسخ سایر فعالیت های دروس فارسی 1 دهم را از لینک های زیر ببینید :

حتما نظر بدهید زیر هر کدام .با تشکر

 

 

 

پاسخ تمرین های درس اول فارسی 1 دهم درس از چشمه و سنگ

پاسخ تمرین های درس دوم فارسی 1 دهم درس از آموختن ننگ مدار

پاسخ تمرین های درس هشتم فارسی 1 دهم درس در سایه سار نخل ولایت

پاسخ تمرین های درس نهم فارسی 1 دهم درس غرش شیران

پاسخ تمرین های درس ششم فارسی 1 دهم درس مهر و وفا

پاسخ تمرین های درس هفتم فارسی 1 دهم درس جمال و کمال

پاسخ تمرین های درس سوم فارسی 1 دهم درس سفر به بصره

پاسخ تمرین های درس پنجم فارسی دهم درس کلاس نقاشی

پاسخ تمرین های درس هجدهم فارسی دهم درس عظمت نگاه

پاسخ تمرین های درس هفدهم فارسی دهم درس سپیده دم

پاسخ تمرین های درس شانزدهم فارسی دهم درس خیر و شر

پاسخ تمرین های درس چهاردهم فارسی دهم درس طوطی و بقال

پاسخ تمرین های درس سیزدهم فارسی دهم درس گرد آفرید

پاسخ تمرین های درس دوازدهم فارسی دهم درس رستم و اشکبوس

پاسخ تمرین های درس یازدهم فارسی دهم درس خاک آزادگان

پاسخ تمرین های درس دهم فارسی دهم درس دریادلان صف شکن

 

 

 

 

 

پشتیبان سایت همیشه در خدمت شماست.

 سامانه خرید و امن این
سایت از همه  لحاظ مطمئن می باشد . یکی از
مزیت های این سایت دیدن بیشتر فایل های پی دی اف قبل از خرید می باشد که شما می
توانید در صورت پسندیدن فایل را خریداری نمائید .تمامی فایل ها بعد از خرید مستقیما دانلود می شوند و همچنین به ایمیل شما نیز فرستاده می شود . و شما با هرکارت
بانکی که رمز دوم داشته باشید می توانید از سامانه بانک سامان یا ملت خرید نمائید . و بازهم
اگر بعد از خرید موفق به هردلیلی نتوانستیدفایل را دریافت کنید نام و نام خانوادگی نام فایل و ایمیل خود را به شماره همراه 09159886819 ارسال نمائید، در سریعترین زمان فایل به ایمیل
شما  فرستاده می شود .

سایت آموزش و پرورش

رتبه الکسا سایت

ویکی پدیا

معلم سایت

از اينکه به سايت ما آمده ايد بسيار خوشحاليم. به دليل بروز بودن سايت لطفا از صفحات ديگر هم بازديد نماييد.

جواب کارگاه متن پژوهی صفحه ۱۰۶ و ۱۰۷ کتاب ادبیات فارسی پایه دهم جواب کارگاه متن پژوهی درس سیزدهم گردآفرید از سایت نکس لود دریافت کنید.

قلمرو زبانی : 1) به کمک فرهنگ لغت، معانی «برکشیدن» را بنویسید.2) دو واژه از متن درس بیابید که با کلمه «فتراک» تناسب داشته باشد.3) در گذر زمان، شکل نوشتاری برخی کلمات تغییر می کند؛ مانند: «سپید سفید»از متن درس، نمونه ای از تحول شکل نوشتاری کلمات بیابید و بنویسید.

قلمرو ادبی : 1) واژگان قافیه در کدام بیت ها، در بردارنده آرایه جناساند؟2) نمونه ای از آرایه اغراق را در شعری که خواندید، بیابید.3) مفهوم عبارت های کنایی زیر را بنویسید.سپهبد، عنان، اژدها را سپردرخ نامور سوی توران کنی4) یک مثل از متن درس بیابید و درباره معنا و کاربرد آن توضیح دهید؛ سپس با رجوع به امثال و حکم دهخدا، دو مثل، معادل آن بنویسید.

قلمرو فکری : 1) دلیل دردمندی و غمگین بودن ساکنان دژ، چه بود؟2) معنا و مفهوم بیت زیر را به نثر روان بنویسید.به آورد با او بسنده نبود بپیچید ازو روی و برگاشت زود3) فردوسی در این داستان، گردآفرید را با چه ویژگی هایی وصف کرده است؟4) «حماسه» در لغت به معنای دلاوری و شجاعت است و در اصطلاح ادبی، شعری است با ویژگی های زیر:داستانی،قهرمانی،قومی و ملی،حوادثی خارق العادهبر پایه این توضیح، این درس را با متن روان خوانی «شیر زنان» مقایسه کنید.

مهدی : قلمرو زبانی : 1) برکشیدن : [ ب ک / ک د ] (مص مرکب ) بیرون کشیدن . استخراج کردن . برآوردن . بیرون کردن . بالا کشیدن . بیرون آوردن . (ناظم الاطباء). خارج ساختن .2) فتراک : تسمه و دوال که از عقب زین اسب می آویزند و با آن چیزی به ترک می بندند؛ سموت؛ ترک بندزین، عنان، سمند3) اسپ : اسبکمندافگن : کمندافکنپاسخ تمرینات فارسی دهم درس 13

قلمرو ادبی : 1) بیت 6 : شیر و زیربیت 7 : گرد و کردبیت 13 : ننگ و جنگبیت 23: موی و رویبیت 40 : رنگ و ننگبیت 42 : زین و چین2) سپهبد، عنان، اژدها را سپرد : کنایه از تاختن سریع اسبرخ نامور سوی توران کنی : کنایه از به سوی توران بروی و حرکت کنی4) خورد گاو نادان ز پهلوی خویش :از ماست که بر ماست – کرم درخت از درخت است – آن چه بر ما می رسد آن هم ز ماست – دشمن طاووس آمد پر او

قلمرو فکری : 1) ساکنان دژ، از جوان تا پیر به سبب آسیبی كه گُرد آفرید و هُجیر دیده بودند، بسیار ناراحت بودند.2) چون گردآفرید توان مبارزه با سهراب را نداشت، از او روی برگرداند و شتابان به دژ برگشت.3) 1- همیشه به جنگ اندرون نامدار ← جنگجو و شجاع، مشهور و نامی2- ز مادر چنین ناورید ← بی همتا بودن3- نبُد مرغ را درپیش تیرش گذر ← مهارت داشتن در تیراندازی4- چاره گربُد به جنگ ← حیله گر و باتدبیر5- درفشان چو خورشید روی او ← زیبارو بودن6- بر روی او از دَرِ افسر است ← شاهزاده بودن و شایستۀ پادشاهی4) هر دو نشان دهنده شجاعت و دلاوری زنان ایران زمین است.

برای دریافت “جواب کارگاه متن پژوهی درس سیزدهم گردآفرید صفحه 106 و 107 فارسی دهم” لطفا نظری در نظرات پایین سایت برای ما بفرستید یا از دکمه صورتی
ارسال نظر استفاده
کنید.

خووووووووووووووووووووووووووووووووب نبود

هر هر هر

هی بدک نبود فقط ۴و۵ به قلمرو زبانی اضافه کنید

درس گرد افرید به نظم و متن شیرزنان به نثر است و در ان خرق عادت وجود ندارد.

خیلی خوب بودم

عالی

سوال های ۴و۵ باید به قلمرو زبانی اضافه شه

اره 🙁

GoodVery nice

خیلی عالی بود

خوب بود ولی بهترم میشد

عالیه واقعا


هرگونه کپی برداری از مطلب یا قالب حرام است



{{ successMsg }}

{{ errorMsg }}

لطفا کدی که برای شما ارسال شده است را وارد کنید.پاسخ تمرینات فارسی دهم درس 13

بنظر میرسد شما قادر به دریافت پیامکهای ما نیستید!
لطفا برای فعال سازی کد
{{ receive_code }}

را از طریق شماره
{{ identity }}

به شماره
10001883

ارسال کنید.
منتظر بمانید تا فعال سازی انجام شود!

لطفا برای حساب خود رمز عبور وارد کنید.

لطفا کدی که برای شما ارسال شده است را وارد کنید.

بنظر میرسد شما قادر به دریافت پیامکهای ما نیستید!
لطفا برای فعال سازی کد
{{ receive_code }}

را از طریق شماره
{{ identity }}

به شماره
10001883

ارسال کنید.
منتظر بمانید تا فعال سازی انجام شود!

لطفا برای حساب خود رمز عبور وارد کنید.

برای استفاده بسیاری از امکانات گاما و خیلی از وبسایت ها باید جاوا اسکریپت را در مرورگر خود فعال کنید.

برای این کار باید به تنظیمات مرورگر خود مراجعه کنید.
در صورت نیاز به راهنمایی اینجا کلیک کنید..

{{ total }} مورد پیدا کردم!

نمونه سوال+44,000

محتوای آموزشی+12,000

پرسش و پاسخ+12,000

آزمون آنلاین+2,700

درسنامه آموزشی +1,200

مدرسه یاب+130,000

نمونه سوال

محتوای آموزشی

پرسش و پاسخ

آزمون آنلاین

درسنامه آموزشی

مدرسه یاب

معلم خصوصی

شامل:
** معنی لغات مهم
** معنی ابیات درس
** پاسخ کارگاه متن پژوهی
** پاسخ درک و دريافت
مباحث :
** فصل ششم: ادبیات حماسی
درس 13: گرد آفرید

برای دانلود
ثبت نام کنید (
وارد شوید
) و کیف پول خود را شارژ کنید.

لطفا به قوانین نشر محتوا در فضای مجازی احترام گذاشته و از انتشار مجدد این فایل ها خودداری کنید.

آزمون آنلاین

30 تست

سوالات تستی آمادگی کنکور سراسری فارسی (1) دهم همه رشته‌ها | درس 13: گرد…

آزمون آنلاین

30 تست

سوالات تستی آمادگی کنکور سراسری فارسی (1) دهم همه رشته‌ها | درس 12: رستم…

آزمون آنلاین

30 تست

سوالات تستی آمادگی کنکور سراسری فارسی (1) دهم همه رشته‌ها | درس 11: خاک…پاسخ تمرینات فارسی دهم درس 13

2 صفحه

آزمونک تستی فارسی (1) دهم | درس 12: رستم و اشکبوس

رایـــــگان

1 صفحه

آزمونک فارسی (1) دهم دبیرستان امام خمینی | درس 10: دریادلان صف کش

1 صفحه

آزمونک فارسی (1) دهم با جواب | درس 10: دریادلان صف کش

6 صفحه

سوالات تستی فارسی (1) دهم عمومی کلیه رشته ها | درس 10 و 11

2 صفحه

آزمون میان نوبت دوم فارسی (1) دهم دبیرستان حاج محمود مفیدی | دروس ۱ تا ۱۳

1 صفحه

امتحان فارسی (1) دهم عمومی کلیه رشته ها دبیرستان سعدی | درس 10 تا 13

1 صفحه

امتحان مستمر فارسی (1) دهم عمومی کلیه رشته ها | فصل پنجم: ادبیات انقلاب اسلامی

2 صفحه

آزمون فارسی (1) پایه دهم دبیرستان حاج محمود مفیدی + جواب | درس 14: طوطی و بقال

3 صفحه

سوالات تستی فصل ادبیات انقلاب اسلامی فارسی دهم با کلید

6 صفحه

سوالات آزمون تستی فارسی (1) دهم دبیرستان روشنگران | فصل 6: ادبیات حماسی (درس 12…

راهنمای گام به گام فارسی (1) دهم عمومی کلیه رشته ها | درس 13: گرد آفرید

بیت سیزدهم✅قلمروفکریسهراب نگاه کردودازتیراندازی اوشرمش آمدخشمگین شدوسریع جنگ راشروع کرد.✅قلمروزبانیآمدش ننگ:شرمنده شد،خجالت کشید،«ش» نقش نهادیتیز:قیدبیت چهارجمله است.برآشفت:عصبانی شد.✅قلمروادبیننگ وجنگ:جناسواج آرایی «گ ن د»✳️بیت چهارده✅قلمروفکریوقتی گردآفریدسهراب رادیدکه ازخشم مانندآتش شده✅قلمروزبانیبیت های14و15موقوف المعانی.چو:وقتی که«حرف ربط»✅قلمروادبیمصراع دوم تشبیه سهراب به آتشونیزکنایه ازخشم وعصبانیت زیاد✳️بیت پازده✅قلمروفکریسرنیزه رابه سوی سهراب گرفت وبااسب وسرنیزه حمله کردیاباچرخاندن نیزه آماده حمله شد.✅قلمروزبانیسوی:مصوت بلند«و»مصوت کوتاه تلفظ میشود.عنان:افسار،دهنه اسبسنان:نیزه،سرنیزه✅قلمروادبیعنان وسنان:جناسعنان وسنان پرازتاب کردکنایه ازبااسب ونیزه حمله کردن.واج آرایی «س ن »✳️بیت شانزدهقلمروفکریسهراب خشمگین شدومانندپلنگ حمله کردچون دشمن اودرجنگ آوری ماهربود.✅قلمرو زبانیبدخواه:دشمن،رقیبچو:چون«حرف ربط»✅قلمروادبیمصراع اول تشبیه سهراب به پلنگچاره گربدبه جنگ کنایه ازمهارت داشتن درجنگ✳️بیت هفده✅قلمروفکریابتداتیری به کمربندگردآفریدزدوسپس زره اوراکامل پاره کرد.✅قلمروزبانییک به یک:کامل،تمام،قیدبردرید:پاره کرد✅قلمروادبیواج آرایی«ب ر د ک»بر،بر درمصراع دوم جناس تام،براول حرف اضافه بردوم سینه وپهلوکمربندوزره:تناسب✳️بیت هجده✅قلمروفکریوقتی گردآفریدبراثرضربه ازروی اسب جابه جاشد«کنترلش راازدست داد» ولی بعدشمشیری تیزازکمربندش بیرون کشید.✅قلمروزبانیچو:وقتی که،حرف ربطبرزین بپیچید:ازروی زین جابه جاشدیاکنترلش راازدست داد✅قلمروادبیمیان:مجازازکمربند✳️بیت نوزده✅قلمروفکریگردآفریدباشمشیرنیزه سهراب رابه دونیم کردوبراسب نشست ودوباره تازیدو حمله کرد.✅قلمروزبانیاسپ:واژه کهن،فرایندواجی ابدال✅قلمروادبیبرخاست گرد:کنایه ازبه سرعت تاختن وحمله کردننشست وبرخاست:تضاد✳️بیت بیست✅قلمروفکریچون گردآفریددرجنگاوری حریف اونبود«چون توان جنگ باسهراب رانداشت»فرارکردوبه قلعه برگشت.✅قلمروزبانیبه آورد:درجنگ وجنگاوریبرگاشت:واژه کهن،برگشت✅قلمروادبیبسنده نبود:کنایه ناتوانی،حریف نبودنبپیچیدازو روی:کنایه ازفرارکردنواج آرایی«و ب»✳️بیت بیست ویک✅قلمرو فکریسردارسپاه«سهراب»افساراسب رارهاکردوتندحرکت کردوازخشم وعصبانیت جهان راسیاه می دید.✅قلمرو زبانیسپهبد:سردار،تلفظ آن بافتح ب است،منظورسهراب است صفت جانشین اسمرا:درمصراع اول به معنی«به».اژدها:اسم ساده✅قلمروادبیاژدها:استعاره ازاسبمصراع اول کنایه ازافساراسب رارهاکردن وسریع حرکت کردنمصراع دوم کنایه ازخشم زیاد✳️بیت بیست دوموقتی سهراب باخشم ونعره زنان به گردآفریدنزدیک شدسریع کلاه خود اوراازسرش برداشت.✅قلمروزبانیچو:وقتی،حرف ربطخروشان:خشمانه ،نعره زنان،قیددرهردومصراع سهراب نهاد است.«باتوجه به بیت قبل که گفته افساراسب رارهاکردبه نظرمیادنهاددومصراع سهراب باشدچون دست هایش رابرای برداشتن کلاه خودآزادکرد»✅قلمروادبیبه تنگ اندرش:کنایه ازنزدیک شدنبجنبید:کنایه ازبه سرعت عمل کردن،بایک حرکت✳️بیت بیست وسومموهای گردآفریدازبندکلاه خودآزادشدوصورت درخشان وزیبای اونمایان شد.✅قلمروزبانیدرفشان:درخشان،زیبا✅قلمروادبیزره:مجازازکلاخود«چون زره اقسام مختلفی داشت»مصراع دوم تشبیه صورت گردآفریدبه خورشیدودرفشان وجه شبه.رو،مو:جناسواج آرایی«ش و ی»

بیت بیست وچهارم✅قلمروفکریسهراب فهمیدکه اودختراست وسروموی اوشایسته تاج شاهی است«اوشایسته تاج شاهی است وحیف است که جنگ کند»✅قلمرو زبانیازدر:درخور،شایستهافسر:تاج✅قلمروادبیسر،مو:تناسب✳️بیت بیست وپنچ✅قلمروفکریتعجب کردوگفت آیادرمیان سپاه ایران چنین دختری به میدان جنگ می آید؟!«آیاایرانیان چنین دخترزیبایی به جنگ می فرستند؟!»✅قلمروزبانیایران سپاه:ترکیب اضافی مقلوبآوردگاه:میدان جنگ✅قلمروادبیسپاه،آوردگاه:تناسبواج آرایی«د»✳️بیست شش✅قلمروفکریسهراب گفت ای زیبا ازدست من آزادنمی شوی چرابه جنگ آمده ای✅قلمروزبانیماه روی:منادا که بایداول جمله باشد«شیوه بلاغی»✅قلمروادبیماه روی:تشبیه میان واژه ای،صفت مرکب که جانشین اسم شده.✳️بیت بیست وهفتم✅قلمروفکریتابه حال شکاری مانندتونصیبم نشده ازدستم آزادنمی شوی تلاش نکن.✅قلمروزبانیگور:گورخرایرانی،هیکلش ازخربزرگ تراست ودارای موی بلندورنگ قهوه ایی روشن .مشور:تلاش نکن✅قلمروادبینیامدبه دامم:کنایه ازاسیروگرفتارمصراع اول تشبیه گردآفریدبه گورچنگ:مجازازقدرت ودستواج آرایی«ا»دام ،رهایی:تضاددام،گور:تناسبگور:مجازازشکار✳️بیت بیست وهشت✅قلمروفکریگردآفریدفهمیدکه گرفتارشده وتنهاراه چاره رامکروفریب دانست.✅قلمروادبیآویخت کنایه ازگرفتاریچاره:مجازازمکروفریبدرمان دیدن کنایه ازچاره اندیشی کردن،تدبیر✳️بیت بیست ونهم✅قلمروفکریگردآفریدبه سهراب روکردگفت ای دلاوری که درمیان دلاوران مانندشیرشجاع هستی✅قلمروزبانیازبیت 29تا33موقوف المعانی هستند.به کردار:مانند✅قلمروادبیدلیر:تکرارمصراع دوم تشبیه سهراب به شیرشیر:نمادشجاعت✳️بیت سی✅قلمروفکریدودوسپاه جنگیدن وگرزوشمشیروحمله های مارادیدند.✅قلمروزبانینظاره:تماشا،دیدنآهنگ:حمله،قصد✅قلمروادبیگرز،شمشیر:تناسب ومجازازجنگبرین:تکرار✳️بیت سی ویکاکنون که موهای بلندوچهره من نمایان شده«همه فهمیدندکه من دخترهستم»سپاه توشایعه پراکنی یاسرزنش وتمسخرمی کنند.✅قلمروادبیرو،مو:جناسگفت وگو:کنایه ازشایعه پراکنی یاتمسخروسرزنش✳️بیت سی ودوم✅قلمروفکریکه سهراب بادختری درمیدان جنگ باتمام نیرویش جنگ کرد«این مایه ی تمسخروتحقیرتومیشود»✅قلمروزبانیبدین سان:بدین گونه،به این شکل✅قلمروادبیابر:مجازازآسمانبه ابراندرآوردگرد:کنایه ازبه شدت جنگیدنواج آرایی«ن د»✳️بیت سی وسوم✅قلمروفکریاکنون سپاهیان وقلعه تسلیم توهستندپس به جای ادامه ی جنگ صلح کنیم.✅قلمروادبیمصراع اول کنایه ازتسلیم بودنجنگ وآشتی:تضادلشکر،جنگ:تناسبدژ:ساکنان قلعه✳️بیت سی وچهار✅قلمروفکریگردآفریدبرگشت واسب ارزشمندش رابه طرف قلعه به حرکت درآورد.✅قلمرو ادبیمصراع اول کنایه ازبرگشتن وتغییرمسیردادنسمند:مجازازاسبمصراع دوم کنایه ازاسب رابه حرکت درآوردن ،تاختن✳️بیت سی وپنج✅قلمروفکریسهراب نیزهمراه گردآفریدمی رفت وگژدهم نزدیک درقلعه آمد.✅قلمروزبانیهمی رفت:دستورتاریخی یعنی می رفت.بااوبه هم:همراه،باهم✅قلمروادبیرفت ،آمد:تضادواج آرایی«ه»

یت سی وشش✅قلمروفکریگردآفریدردقلعه رابازکردوباتنی زخمی وناتوان واردقلعه شد.✅قلمروزبانیباره:دیوار،در قلعهخسته:کوفته،زخمیبسته:ناتوان✅قلمروادبیباره ؛مجازازقلعهتن دردژکشیدن کنایه ازواردقلعه شد✳️بیت سی وهفت✅قلمروفکریدرقلعه رابستندوناراحت واندوهگین گریه کردند.✅قلمروادبیمصراع دوم کنایه ازغم وگریه ✳️بیت سی وهشت✅قلمروفکریهمه ی اهالی قلعه به خاطرشکست گردآفریدوهجیرناراحت بودند✅قلمروزبانیبرنا:جوان✅قلمروادبیآزارمجازازشکستپرازدردبودن:کنایه ازغم وناراحتیبرناوپیر:تضاد✳️بیت سی ونهم✅قلمروفکریهمه گفتندای زن مهربان وشجاع همه سپاهیان برایت ناراحت بودند✅قلمروزبانینهادمصراع اول اهالی قلعه استنیکدل:مهربان صفت مرکب جانشین اسمشیرزن:صفت مرکب جانشین اسم✅قلمروادبیشیرزن کنایه ازشجاعانجمن مجازازسپاهیاندل مجازکل وجود✳️بیت چهل✅قلمروفکریهم جنگیدی وهم حقه زدی امامایه ی ننگ خاندان نشدی.✅قلمروزبانیهم پیوندهمپایه سازافسون ورنگ:حیله ونیرنگ،حقهدوده:دودمان،خاندان،اسم ساده✅قلمروادبیرنگ ،ننگ:جناس✳️بیت چهل ویک✅قلمروفکریگردآفریدبسیارخندیدوبربالای دیوارقلعه رفت وسپاه رانگاه کرد.✅قلمرو زبانیبرآمد:بالا رفت✳️بیت چهل ودوم✅قلمروفکریوقتی سهراب راسواربراسب دید ای شاه توران زمین✅قلمروزبانیازبیت های 42تا45موقوف المعانی هستند.ترکان چین:توران زمینچو،وقتی که،پیوندشاه ترکان چین:مجاز ازسهراب✅قلمروادبیزین مجازازاسببرپشت زین بودن کنایه ازسواراسب بودن✳️بیت چهل وسه✅قلمروفکریچراخودت رابه زحمت انداختی اکنون ازورودبه قلعه وجنگیدن صرف نظرکن.✅قلمروزبانیرنجه:ناراحت✅قلمروادبیآمدن ،بازگرد:تضادتکرار✳️بیت چهل وچهار✅قلمروفکریهمان بهترکه حرف مرااطاعت کنی وبه کشورت توران برگردی.✅قلمروزبانیفرمان کنی:اطاعت کنیتورا…:را به معنی برای✅قلمروادبیرخ مجاز کل وجودمصراع دوم کنایه ازبرگشتن به توران✳️بیت چهل وپنج✅قلمروفکرینبایدفقط به زور وبازو وقدرتت تکیه کنی زیراگاونادان به خاطرچاقی اش کشته می شود«درهرکاری عقل وخردلازم است نه فقط قدرت»✅قلمروزبانی ایمن:آسوده✅قلمروادبیبازو مجاز ازقدرتمصراع دوم تمثیل ومعادل ازماست که برماست یعنی هرچه به سرمان می آید مقصرش خودمان هستیم.خورد کنایه ازآسیب پدیریمریم بهوندی ازخوزستان

 

هنر ارتباط کلامی

معنی درس سیزدهم     گُردآفرید

1- وقتی دخترِ گژدهم فهمید که فرمانده گروه، هُجیر، از سهراب شکست خورده و اسیر شده …

2- او که زنی بود مانند پهلوانی سوارکار، و همواره در نبرد، نام­آور و معروف بود …

3-  نامش «گُردآفرید» بود و روزگار، دختری مانند او از هیچ مادری (به دنیا) نیاورده بود.پاسخ تمرینات فارسی دهم درس 13

4- گردآفرید به­قدری از اسارت هجیر، ناراحت و شرمگین بود که رنگِ سرخِ چهره­اش، مانند قیر سیاه شد.

5- (پس) زره جنگجویان را پوشید زیرا درنگ و معطّلی در آن کار جایز نبود.

6- مانند شیر از قلعه بیرون آمد. درحالی که کاملاً آماده بود. (کمربند بر کمرش بسته بود) و بر اسبِ سریعی سوار بود.

7- گردآفرید به­سرعت (و مانند) گَرد، به جلوی سپاه آمد و مانند رعدِ خروشان، فریادی زد.

8- (گردآفرید فریاد زد و حریف طلبید) که پس پهلوانان و جنگجویان و فرماندهانِ باتجربۀ شما کجا هستند؟

9- وقتی سهراب شجاع و شیرافکن، گردآفرید را دید، نیشخندی زد و خشمگین و آشفته شد.

10- سهراب درحالی که از خشم می­خروشید نزد گردآفرید آمد و وقتی گردآفرید، دختر کمندانداز، او را دید…

11- کمان و سینة خود را آمادة تیراندازی کرد. او تیرانداز ماهری بود و هیچ شکاری نمی­توانست از تیر او رهایی یابد.

12- گردآفرید شروع کرد به پرتاب تیرهای زیادی به­سوی سهراب و از هر طرف با سواران دشمن جنگیدن را آغاز کرد.

13- سهراب که او را دید، احساس شرم کرد، ناراحت شد و به­ سرعت به جنگ او آمد.

14- وقتی گردآفرید سهراب را دید که مانند آتش شعله­ور و خشمگین می­تازد…

15- نوک نیزه را به سمت سهراب گرفت و دهانة اسب و سرنیزه را پیچاند و سهراب را هدف قرارداد.

16- سهراب آشفته شد و مانند پلنگ، حمله­ور شد زیرا دشمن او (گردآفرید) زیرک و باهوش و آمادة جنگ بود.

17- سهراب به کمربند گردآفرید ضربه زد و لباس جنگی را بر تنِ او پاره کرد.

18- گردآفرید (وقتی مورد حملة سهراب قرارگرفت،) از روی زین پیچ و تاب خورد و به زمین افتاد و شمشیر تیز خود را از کمر بیرون کشید.

19- ضربه­ای به نیزة سهراب زد و آن را شکست، (سپس) سوار بر اسب شد و به­سرعت تاخت. (گرد و غباراز تاخت و تاز او برخاست)

20- گردآفرید تاب جنگ با سهراب را نداشت پس به سرعت از او رو برگرداند و فرار کرد.

21- سهراب، مهار اسب خود را رها کرد و با خشم زیاد تاخت؛ گرد و غباری به پا کرد که فضای میدان جنگ را تیره و تار کرد.

22- وقتی سهراب با خشم و فریاد، به گردآفرید نزدیک شد، با حرکتی سریع، کلاهخود او را از سرش برداشت.

23- موی گردآفرید که در زیر کلاهخود پنهان بود، آشکار شد و چهرة او، مانند خورشید، درخشان و نمایان گردید.

24- سهراب فهمید که هماوردش دختر است، و سر و موی او شایستة تاج پادشاهی است.

25- سهراب حیرت­زده شد و گفت:  «آیا در سپاه ایران، دختری این­گونه، شجاعانه، به میدان جنگ می­آید؟!»

26- از ترک بند اسب، کمندش را درآورد و به سوی گردآفرید انداخت. در نتیجه کمرِ گردآفرید به بند کشیده شد.

27- سهراب به گردآفرید گفت: « به دنبال رهایی از دست من نباش. ای زیبارو چرا به دنبال جنگ هستی؟ …

28- تاکنون شکاری مانند تو در دام من گرفتار نشده است، از دست من نجات پیدا نمی­کنی، شورش و آشوب نکن.»        (تلاش بیهوده نکن)

29- گردآفرید فهمید که گرفتار شده و دانست که برای حل این مشکل باید چاره­ای بیندیشد.

30- (پس) رو به سهراب کرد و گفت: «ای دلاور که در میان پهلوانان مانند شیر هستی …

31- دو سپاه ایران و توران، جنگ و سلاح­های جنگی، و قصد و رفتار ما را تماشا می­کنند…

32- اکنون اگر من چهره و موی خود را این­گونه باز بگذارم، سپاه تو پر از همهمه و گفتگو می­شود…

33- که سهراب با دختری، این­گونه با زحمت جنگید و در میدان نبرد تاخت و تاز کرد…

34- هم­اکنون سپاه ایران و ساکنان دژ سپید، تحت فرمان تو هستند (من تسلیم می­شوم)، و نباید در برابر آشتی و صلح به دنبال جنگ باشی.»

35- گردآفرید اسب خود را برگرداند و اسب خود را روانة دژ سپید کرد.

36- گردآفرید می­رفت و سهراب با او همراه بود. گژدهم، پدر گردآفرید، به درگاه دژ آمد.

37- گردآفرید درِ قلعه را گشود و تن رنجور و آزردة خود را به درون دژ کشاند.

38- ایرانیان درِ دژ سپید را بستند و به­خاطر زخمی شدنِ گردآفرید، با ناراحتی بسیار گریستند.پاسخ تمرینات فارسی دهم درس 13

39- همة افراد دژ سپید از جوان و پیر، از غمِ شکستِ گردآفرید و هُجیر بسیار دردمند بودند.

40- به گردآفرید گفتند: «ای زن دلاورِ خوش قلب، دلِ همة ساکنان دژ به خاطر تو، پر از غصّه و ناراحتی بود…

41- که هم جنگیدی و هم تدبیر و حیله به کار بردی (بسیار به­جا رفتار کردی) خانواده و دودمان ما از رفتار تو، دچار هیچ ننگی نشد.»

42- گردآفرید بسیار خندید، (سپس) به بالای دژ رفت و سپاه را نگاه کرد.

43- وقتی سهراب را سوار بر اسبش دید، گفت: «ای شاه ترکان چین …

44- چرا به زحمت افتادی، اکنون هم از دژ سپید و هم از میدان جنگ برگرد…

45- بهتر است که اطاعت کنی و به توران برگردی …

46- به قدرت بازوی خود تکیه نکن، و مانند گاو نادان نباش که با چریدن و چاق شدن، زمینة نابودی و کشته شدنش را فراهم می­کند.»

 


کتابخانه مجازی ایرانDownloads-icon

ممنون

 

ممنونم عالی بود 

ممنون❤

پاسخ تمرینات فارسی دهم درس 13
پاسخ تمرینات فارسی دهم درس 13
0

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.